چگونه در یک رابطه بهتر ارتباط برقرار کنیم

ارتباطات کار سختی است. به همین دلیل است که کلید هر رابطه سالم است. اگر می خواهید در یک رابطه بهتر ارتباط برقرار کنید ، نه تنها باید بدانید که چگونه ایده های خود را بیان کنید بلکه قادر خواهید بود به شریک زندگی خود گوش دهید. اگر می خواهید بدانید که چگونه در یک رابطه بهتر ارتباط برقرار کنید ، فقط این مراحل را دنبال کنید.

ساخت پرونده شما

ساخت پرونده شما
یاد بگیرید که منظورتان را بگویید. ما شوخی هایی راجع به قصد در مقابل گفتگوی واقعی شنیده ایم - وقتی او می گوید "این" او واقعاً به معنای آن است - یا "آنچه او واقعاً در تلاش است تا به شما بگوید ..." این شوخی ها به خاطر همین چند وقت بامزه هستند. واقعاً بعضی اوقات انتظار داریم که شریک زندگی ما معانی پنهان ما را بفهمد ، اما آرزو یا تکیه بر این امر منصفانه یا مؤثر نیست. درعوض ، مستقیماً افکار خود را مطرح کنید. [1]
  • وقتی پرونده خود را مطرح می کنید ، نمونه های مشخصی از آنچه منظور شماست ارائه دهید تا سخنان شما معنی بیشتری پیدا کنند. نه فقط بگویید ، "احساس می کنم سهم خود را در اطراف خانه انجام نداده اید ..." در عوض ، بگویید: "من مجبور شدم ظرف دو هفته گذشته هر شب ظرفها را انجام دهم ..."
  • به اندازه کافی آهسته صحبت کنید تا شریک زندگی شما را بفهمد. فقط احساسات عصبانی خود را از بین نبرید یا او قادر به پیروی از منطق شما نخواهد بود.
  • به یاد داشته باشید تا زمانی که می توانید جایزه ای برای صحبت کردن ندارید. به تمام نکات کلیدی که می خواهید ضربه بزنید ضربه بزنید ، بلکه تا زمانی که شریک زندگی تان غرق نشود ، فقط حرف و گفتگو را ادامه ندهید.
  • به طور مستقیم بیان افکار شما نارضایتی و سردرگمی در مورد انگیزه های شما را از بین می برد. به جای ارائه گزینه های جایگزین برای برنامه های دوست پسر خود را برای شما به مهمانی ، واقعیت را به او بگویید: که شما فقط نمی خواهید پس از یک هفته سخت در محل کار با همه مردم روبرو شوید ، و در ادامه ، "متاسفم که می گویم من فقط امشب در یک مهمانی نیستم. "
ساخت پرونده شما
عبارات "من" یا "من" را استفاده کنید. با متهم کردن شریک زندگی خود برای ایجاد اشتباه ، بحثی را شروع نکنید. اگر بگویید: "شما همیشه ..." یا "شما هرگز ..." ، در این صورت نگهبان شریک زندگی شما بلند خواهد شد و احتمال کمتری به گوش دادن به دیدگاه شما خواهد رسید. در عوض ، چیزی شبیه به آن را بگویید ، "من متوجه شده ام که ..." یا "اخیراً احساس من شده است ..." بحث و گفتگو با محوریت احساسات شما باعث می شود که شریک زندگی تان احساس کمتری داشته باشد مانند اینکه مورد تمجید قرار گرفته و بیشتر شبیه آن باشد. او بخشی از یک بحث تولیدی است.
  • حتی گفتن ، "اخیراً ، من احساس کمی غفلت کرده ام" به نظر می رسد مصالحه تر از "شما از من غفلت کرده اید".
  • اگرچه اساساً از طریق گفته های "من" همین حرف را می زنید ، این تحویل با ضربات نرم باعث می شود شریک زندگی تان از دفاع کمتری برخوردار باشد و به احتمال زیاد ارتباط علنی برقرار کند.
ساخت پرونده شما
تا حد امکان آرام باشید. اگرچه ممکن است وقتی شما و شریک زندگی خود در وسط یک بحث داغ قرار دارید ، به اندازه یک خیار خنک نباشید ، هرچه آرام تر باشید ، راحت تر می توانید احساسات خود را ابراز کنید. بنابراین ، اگر در وسط یک گفتگو احساس خشم دارید ، یا حتی ملایمی هستید شما مسئله را مطرح می کنید ، نفس بکشید تا زمانی که احساس آرامش کافی برای شروع یک بحث مولد داشته باشید.
  • با بیان لحن آهسته و آهسته صحبت کنید تا ایده های خود را بیان کنید.
  • بیش از شریک زندگی خود صحبت نکنید. این فقط شما را عصبانی تر می کند.
  • نفس عمیق بکش وسط یک استدلال هیستریک نشوید.
ساخت پرونده شما
زبان مثبت بدن را حفظ کنید. داشتن زبان بدن مثبت می تواند به ایجاد لحن مثبت در بحث کمک کند. شریک زندگی خود را به چشم نگاه کنید و بدن خود را به سمت او برگردانید. می توانید از بازوهای خود برای حرکات استفاده کنید ، اما آنها را به حدی وحشیانه حرکت نکنید تا از کنترل خارج شوید. از بازوهای خود بر روی سینه خود عبور نکنید و شریک زندگی تان احساس خواهد کرد که از قبل به آنچه او برای گفتن بسته است بسته اید.
  • با اشیاء اطراف خود فاقد احتیاط باشید ، مگر اینکه این به شما کمک کند مقداری انرژی عصبی داشته باشید.
ساخت پرونده شما
ایده های خود را با اعتماد به نفس پروژه کنید. این بدان معنا نیست که شما باید مانند یک جلسه کاری وارد بحث شوید. راهپیمایی داخل اتاق نشوید ، دست شریک زندگی تان را تکان دهید و پرونده خود را مطرح کنید. درعوض ، اعتماد به نفس پروژه را با عمل به همان راحتی که می توانید با اوضاع انجام دهید ، انجام دهید. هر از گاهی لبخند بزنید ، با دقت صحبت کنید ، و دریغ نکنید ، سوالات زیادی بپرسید ، یا از آنچه گفته اید نامشخص به نظر برسید. اگر شریک زندگی تان نسبت به تعهد شما نسبت به احساسات خود تردید کند ، او شما را جدی نمی گیرد.
  • هرچه اعتماد به نفس شما بیشتر باشد ، احتمال ترسیدن یا اخم کردن کمتر خواهد بود. این به شما کمک می کند تا ایده های خود را بیان کنید.
ساخت پرونده شما
قبل از شروع برنامه بازی داشته باشید. این یک نکته فوق العاده مهم است. وقتی حداقل انتظار آن را دارید ، به بحث و گفتگو نپردازید و پانزده کارهایی را که او اشتباه کرده است به شریک زندگی خود بگویید. حتی اگر به دلایل مختلف ناراحت یا صدمه دیده اید ، مهم است که به نکته اصلی که می خواهید بکشید متمرکز شوید ، و به این فکر کنید که از چه مکالمه می خواهید نتیجه بگیرید. اگر تنها هدف شما این است که شریک زندگی تان نسبت به کاری که انجام داده است احساس بدی کند ، پس باید قبل از شروع به فکر بیشتر آن باشید.
  • بخشی از برنامه باید زمانی باشد که بحث داشته باشیم. آوردن یک استدلال منطقی در یک زمان نامناسب ، مانند در یک پیک نیک خانوادگی یا در وسط یک رویداد مهم ورزشی در تلویزیون ، می تواند کل نکته شما را باطل کند.
  • به این فکر کنید که نمونه های خاصی را برای بیان پرونده خود استفاده خواهید کرد. بیایید بگوییم که شما می خواهید شریک زندگی شما شنونده بهتری باشد. آیا می توانید دو یا سه بار فکر کنید که او گوش نکرده و واقعاً به شما صدمه زده است؟ با انتقاد منفی او را تحت الشعاع قرار ندهید ، بلکه از شواهد مشخص برای جلب توجه مورد نیاز خود استفاده کنید.
  • به یاد داشته باشید که هدف شما چیست - آیا این است که به شریک زندگی خود نشان دهید که چرا صدمه دیده اید ، درگیری مهمی را پیدا کنید و یک سازش را پیدا کنید که هم شما را خوشحال کند ، یا اینکه در مورد نحوه برخورد با استرس به عنوان یک زوج صحبت کنید. نگه داشتن هدف در عقب ذهن شما به حفظ مسیر شما کمک می کند.

گوش دادن به شریک زندگی شما

گوش دادن به شریک زندگی شما
خود را در جای شریک زندگی خود قرار دهید. از قدرت تخیل استفاده کنید تا کاملاً تصور کنید که دیدگاه شریک زندگی شما در یک وضعیت معین چه می تواند باشد. آگاه باشید که ممکن است عواملی وجود داشته باشد که شما از آنها اطلاع ندارید. هنگامی که او در حال صحبت کردن است ، قرار دادن خود در کفش های او می تواند به شما کمک کند درک کنید که چرا رفتار شما یا وضعیت مورد نظر ممکن است برای او ناامید کننده باشد. هنگامی که عصبانی هستید یا ناراحت هستید ، دشوار است که از کنار بحث خود گذشته باشید ، اما این تکنیک در واقع می تواند به شما کمک کند سریعتر به یک تفکیک برسید. [2]
  • همدلی معمولاً می تواند به شما در حل مسئله در رابطه کمک کند. با تأکید بر اینکه شما با گفتن اینکه "می دانید که باید درک کنید ،" می دانم که باید احساس ناراحتی کنید زیرا ... "یا" من می دانم که یک هفته سخت در کار داشتید ... "می تواند به شریک زندگی خود کمک کند تا متوجه شود که شما هستید واقعاً با دیدگاه آنها به عنوان چارچوب گوش می دهید.
  • قرار دادن خود در جایگاه شریک زندگی شما می تواند به شما در اعتبار بخشی به احساسات او کمک کند و به او بگویید که مبارزات او را درک می کنید و به احساسات او احترام می گذارید.
گوش دادن به شریک زندگی شما
به شریک زندگی خود اجازه دهید از طریق درگیری های داخلی کار کند. اگرچه بسیار عالی است که بتوانید در مورد همه ناامیدی های خود صحبت کنید ، اما گاهی اوقات همسرتان هنوز در حال تفکر افکار و احساسات خود است و به مقداری زمان نیاز دارد تا احساسات را در مدت زمان تنهایی مرتب کند. دادن او به فضا و زمان برای تأمل می تواند مانع از پرش او به یک استدلال و گفتن چیزی شود که بعدا پشیمان می شود. بین تشویق مکالمه و هل دادن شریک زندگی قبل از آماده شدن برای صحبت و اشتراک گذاری ، یک خط خوب وجود دارد.
  • فقط گفتن "من اینجا هستم وقتی شما نیاز به صحبت دارید" می تواند باعث شود شریک زندگی تان احساس کند که بدون مراقبت از او مراقبت می کنید.
گوش دادن به شریک زندگی شما
به او توجه کامل کنید. نکاتی را که شریک زندگی شما می خواهد صحبت کند ، بدانید - و این جدی است. وقتی او می خواهد صحبت کند ، شما باید تلویزیون را خاموش کنید ، کار خود را کنار بگذارید ، تلفن خود را مخفی کنید و تمام تلاش خود را انجام دهید تا توجه کامل شما به شریک زندگی تان باشد. اگر شما چند کار یا پریشان باشید ، احتمالاً او یا او ناامید تر می شود. اگه تو هستی در وسط چیزی ، سؤال کنید که آیا می توانید فقط چند دقیقه آن را بپوشانید تا وقتی زمان فرا رسید ، کمتر حواس خود را پرت کنید.
  • حفظ تماس چشمی به جای جستجوی چیزهای دیگر که ممکن است علاقه شما را به همراه داشته باشد همچنین می تواند به شریک زندگی شما کمک کند احساس کند واقعاً در حال گوش دادن هستید.
  • بگذارید او تمام شود ، اما سرتان را گره بزنید یا بگویید "من می فهمم که چه احساسی داری ..." هر از گاهی برای ارتباط ماندن.
گوش دادن به شریک زندگی شما
بگذار او تمام شود. اگرچه او ممکن است چیزی کاملاً ظالمانه یا چیزی بگوید که شما فقط مثل خودتان هستید برای تصحیح ، پرش نکنید و او را در وسط او قطع کنید تا افکار و احساسات خود را به اشتراک بگذارد. نکته ذهنی خود را در مورد هر نکته ای که احساس می کنید بعداً باید به آن توجه کنید ، یادداشت کنید ، اما بگذارید شریک زندگی شما هر آنچه را که می گوید بگوید. هنگامی که او تمام شد ، نوبت شما خواهد بود و می توانید یکی از اینها به این نکات بپردازید و یا در یک لحظه جداگانه ، آدرس آنها را انتخاب کنید.
  • این ممکن است تقریباً غیرممکن به نظر برسد وقتی احساس می کنید فقط باید در آن جا و آنجا پرش کنید و یک ضد استدلال برقرار کنید ، اما شریک زندگی شما هنگامی که همه چیز را از سینه خود خارج می کند ، احساس بهتری خواهید داشت.
گوش دادن به شریک زندگی شما
شکاف را در نظر بگیرید. وقتی به شریک زندگی خود گوش می دهید ، باید بدانید که لازم نیست آنچه را که او می گوید را بپذیرید یا درک نکنید. مهم نیست که چقدر در هماهنگی قرار دارید ، چقدر همسان هستید و اهداف خود را چقدر هماهنگ می کنید ، مواقعی وجود خواهد داشت که شما فقط به یک وضعیت چشم و چشم را نمی بینید ، مهم نیست که هر دو در بیان احساسات چقدر سخت باشید. و اشکالی ندارد - آگاهی از فاصله بین درک شما از اوضاع و شریک زندگی ، باعث می شود که شما نسبت به آنچه که او گفته است ، بیشتر حسادت کنید.
  • آگاهی از این اختلاف به شما کمک می کند هنگامی که فقط یکدیگر را دوست ندارید ناامید شوید.

ساختن یک بنیاد قوی

ساختن یک بنیاد قوی
صمیمیت را حفظ کنید. این بدان معنا نیست که شما باید هر فرصتی را که پس از جنگ به دست بیاورید باید با همسر خود به رختخواب بروید. این بدان معنی است که شما باید تا حد امکان صمیمی باشید ، خواه به معنی نوازش کردن ، نوازش کردن همدیگر و خندیدن در مورد هیچ چیز ، یا صرف وقت گذاشتن بر روی مبل دست در دست و تماشای برنامه های تلویزیونی مورد علاقه خود باشد. حداقل چند بار در هفته ، صرفنظر از اینکه چقدر مشغول کار هستید ، برای صمیمیت وقت بگذارید - این امر به شما کمک می کند تا زمان فرا رسیدن صحبت در مورد مسائل دشوار باشد.
  • صمیمی بودن معنای مهم تری نسبت به جسمی بودن دارد. این در مورد دیدن یک شخص دیگر و تلاش برای ایجاد فضایی در ذهن شما برای گفته های شریک زندگی ، زبان بدن یا اعمال شما است.
ساختن یک بنیاد قوی
یاد بگیرید که شریک زندگی شما ناراحت است را تشخیص دهید. مطمئناً ، اگر شریک زندگی تان هربار که چیز مهمی برای او مشکل ایجاد می کرد ، عالی باشد. با این حال ، به ندرت اینگونه است. اگر می خواهید پایه و اساس محکمی برای برقراری ارتباط برقرار کنید ، باید شروع به شناخت نشانه های غیر کلامی یا کلامی کنید که به شما اطلاع می دهد شریک زندگی شما ناراحت است. با علائم شریک زندگی خود آشنا شوید و با گفتن راحت "سلام ، شما ناراحت به نظر می آیید. آیا چیزی شما را آزار می دهد؟" او ممکن است همیشه نخواسته صحبت کند ، اما آگاه ساختن او از اینکه می دانید ناراحت است ، باعث می شود احساس ارزشمندتر شود. [3]
  • هر فرد نشان خواهد داد که متفاوت از آن ناراحت شده است - از خاموش ماندن صریح ، گفتن که گرسنه نیست ، اظهارات منفعلانه اظهار نظر کرده یا شکایت از چیزی جزئی را وقتی چیزی اصلی در ذهنش است شکایت کرد.
  • این بدان معنی نیست که شما باید بگویید ، "سلام ، چه اشتباهی؟" اگر شریک زندگی شما 100٪ خوشحال نیست - شاید او بعد از یک روز طولانی کار خسته شده باشد. شناخت علائم و دانستن اینکه شریک زندگی شما در واقع چه اشکالی دارد با این است که از او بپرسید که آیا او به طور روزانه خوب است یا خیر. این می تواند آزار دهنده باشد.
  • گاهی اوقات زبان بدن می تواند بیش از کلمات واقعی منتقل کند.
  • اگر در یک سوء تفاهم گرفتار هستید ، مهم است که تمایل خود را برای برقراری ارتباط برقرار کنید. ممکن است احساسات واقعی را با روندی شبیه به: "من سعی می کنم درک کنم ، اما به آنجا نمی رسم. آیا کاری می کنم تا شما را ناراحت کنم؟" "نه" "آیا شخص دیگری برای ناراحتی شما کاری انجام می دهد؟" "نه" "آیا شما فقط ناراحت هستید؟" "آره." "با من؟" "نه، نه واقعا." شما آن را باریک می کنید. به نظر می رسد تلاش زیادی است ، اما ممکن است در پایان ارزشش را داشته باشد.
ساختن یک بنیاد قوی
فعال باشید. لازم نیست که بر سر هر چیز کوچکی که شما را آزار می دهد ، دعوا کنید ، اما باید زمان تحقق مشکلات دشوار را برطرف کنید. تهاجمی منفعل نشوید و بگذارید عصبانیت جوش بخورد ، یا خود را در یک لحظه نابسامان پیدا کنید. بیاموزید که سؤالات بزرگ را مطرح کنید تا بتوانید هنگام یافتن سازش ، به جای اینکه اجازه دهید خود را در نقطه جوش یا نزدیکی قرار دهید ، آرامش پیدا کنید ، راحت شوید.
  • هر دو عضو روابط می توانند راه حلهایی ارائه دهند تا زمانی که شما یک موردی را پیدا کنید که قابل قبول باشد. یک مصالحه واقعی یکی است که در آن هر دو شریک احساس می کنند که ضمن رعایت محدودیت های واقعی به افکار و احساساتشان پرداخته می شود: امکان پذیر بودن ، زمان ، هزینه و غیره.
ساختن یک بنیاد قوی
روشن شود . برای تفریح ​​وقت بگذارید. اگر تمام وقت خود را صرف کار کردن کرده و سپس درمورد مشکلات خود بجنگید ، از روابطتان خیلی لذت نخواهید برد. اگر نکات زیادی را در "بانک سرگرم کننده" خود ذخیره کنید و احساسات و خاطرات مثبت زیادی را با همسر خود داشته باشید ، احتمالاً در میانه بحث منفجر می شوید. ایجاد یک پایه محکم از عشق و خوشبختی متقابل در اوقات سخت شما را یاری خواهد کرد.
  • با هم بخندید. این که آیا شما در حال ساختن جوک های ذرت هستید ، به تماشای یک کمدی می پردازید و یا اینکه بیش از هر چیز گریه نمی کنید ، خندیدن واقعاً به شما کمک می کند تا بیشتر از روابط خود لذت ببرید و برای اوقات دشوار آماده شوید.
ساختن یک بنیاد قوی
وقتی یک مکالمه دیگر تولید نشده است متوجه شوید. اگر هر دو فریاد می زنید ، به یکدیگر صدمه می زنید و به جایی نمی رسیدید ، بله ، گفتگو دیگر تولیدی نیست. اگر فقط بدتر شوید ، نیازی به ادامه جنگ نیست. درعوض ، نفس بکشید ، به شریک زندگی خود بگویید که هر دو باید آرام باشید و مکالمه را در زمان دیگری بردارید. این یک روش بالغ برای جلوگیری از کنترل ارتباط شما است. [4]
  • فقط بگویید ، "من فکر می کنم این موضوع برای هر دو ما بسیار مهم است ، اما باید وقتی به آرامش برسیم و فکرمان آرام تر شود به آن بازگردیم."
  • با کوبیدن درها یا فریاد زدن چیزهای آزار دهنده ، دور نشوید. یک نکته مثبت بگذارید ، حتی اگر هنوز احساس عصبانیت می کنید.
  • بعضی اوقات ، ممکن است فقط در مورد هیچ چیز استدلال کنید تا واکنشی از یکدیگر دریافت کنید. اگر این مورد است ، پس از آن اشاره کنید. بگویید ، "ما حتی در مورد چه می جنگیم؟" این می تواند به شما کمک کند هر دو قدم به عقب بردارید و از اوضاع استفاده کنید.
ساختن یک بنیاد قوی
یادگیری سازش. در هر رابطه خوب ، شاد بودن همیشه باید مهمتر از حق بودن باشد. تمام وقت خود را صرف تلاش نکنید تا ثابت کنید که حق با شماست یا برای رسیدن به راه خود می جنگید ، یا اینکه عاشقانه شما از بین می رود. درعوض ، روی یافتن راه حل مثمرثمر کار کنید که بتواند هر دو شما را به طور منطقی خوشحال کند. این برای روابط بلند مدت شما بسیار بهتر است و به شما در برقراری نیازهای واقعی خود کمک می کند. [5]
  • بعضی اوقات ، وقتی صحبت از سیاه و سفید می شود ، مانند یافتن مکان جدید برای زندگی ، فقط نمی توانید راه خود را پیدا کنید. هنوز مطمئن شوید که این یک تعادل سالم در دادن و استفاده است.
  • نوبت ها را بگیرید همیشه یک شخص نباید راه خود را طی کند.
  • تهیه لیست جوانب مثبت و منفی بعضی اوقات می تواند به شما در رسیدن به راه حل با روشی منطقی تر و کمتر گرم کمک کند.
  • بعضی اوقات ، وقتی مشاجره می کنید ، مهم است که در نظر بگیرید که کدام شخص واقعاً بیشتر اهمیت می دهد. این می تواند در درک چگونگی رسیدگی به وضعیت به شما کمک کند. اگر چیزی برای شما واقعاً مهم است ، اما فقط برای همسرتان مهم است ، بگذارید آن را بشناسید.
ساختن یک بنیاد قوی
فراموش نکنید که از یکدیگر قدردانی کنید. اگر می خواهید یک جریان سالم ارتباط برقرار کنید ، پس شما و شریک زندگی خود مجبور هستید وقت خود را برای ابراز قدردانی از اقدامات اخیر یکدیگر بگذرانید ، یک یادداشت شیرین به یکدیگر بفرستید ، به یکدیگر بگویید که عاشق همدیگر هستید و وقت بگذارید تا کارهایی را که دوست دارید انجام دهید. یک شب با تاریخ هفتگی و هر تعداد شام های شبانه که می توانید مدیریت کنید واقعاً می تواند به شما کمک کند از شرکت یکدیگر لذت ببرید و عادت داشته باشید که با یکدیگر به صورت مثبت صحبت کنید. این ، به نوبه خود ، شما را برای شما آسان تر می کند که استدلال سازنده داشته باشید که زمان آن فرا رسد.
  • در هر رابطه سالم ، شما باید به همسرتان بسیار مثبت تر از بازخورد منفی باشید. به طور خاص ، اگر احساس می کنید که او همه کار را به درستی انجام می دهد ، به او بگویید!
من و دوست پسرم مشکلات زیادی را پشت سر می گذاریم. هر دوی ما عاشق یکدیگر هستیم ، اما در برقراری ارتباط سختی داریم و وقتی سعی می کنیم با او صحبت کنیم ، این بحث ایجاد می کند. چگونه می توانیم این کار را انجام دهیم؟
اگر شما هر دو می دانید که این اتفاق می افتد ، سعی کنید واقعاً در مورد آن صحبت کنید و سعی کنید یاد بگیرید که چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کنید. اگر هر دوی شما عاشق یکدیگر هستید ، امیدوارم که بتوانید نادرست از راه را برطرف کنید.
من همه چیز را نگه می دارم و بعد وقتی بالاخره به اندازه کافی ناراحت می شوم ، "منفجر می شوم". این ازدواج من را می کشد. چگونه می توانم قبل از اینکه خیلی دیر شود در برقراری ارتباط با همسرم بهتر شویم؟
برقراری ارتباط یک مهارت است ، شما باید یاد بگیرید که آن را به درستی انجام دهید و آن را تمرین کنید. سعی کنید یک ژورنال از احساسات خود نگهداری کنید تا آنها راحت تر به همسرتان ابراز شوند. اگر احساس می کنید می خواهید "منفجر شوید" از وضعیت خارج شوید. بروید ، این خیلی به شما کمک می کند. سعی کنید اولین باری را متوجه شوید که این موضوع شما را آزار می دهد. مشاوره زوجین یا حتی فقط درمان برای خودتان نیز می تواند بسیار مفید باشد.
چرا مرد من همیشه نیازهای جنسی خود را برآورده می کند اما وقتی من همان را می خواهم او مرا منفجر می کند یا می گوید من نمی خواهم و از من عصبانی می شود؟
این یک رفتار خودخواهانه و کنترل کننده است. مردی که واقعاً به شما اهمیت می دهد ، تمام تلاش ممکن را برای اطمینان از برآورده شدن شما انجام می دهد و به نیازهای شما اهمیت می دهد. اگر او نتواند این کار را انجام دهد و شما به آن نوع توجه نیاز داشته باشید ، پس او به شما بی احترامی می کند و فقط به نیازهای خودش مراقبت می کند.
من می دانم که پسرم روزانه خوشحال است ، هرچند او آن را انکار می کند. او حتی چند هفته هم مرا لمس نکرده است. وقتی هر چیزی می گویم ، من کسی هستم که اشتباه می کند. چکار کنم؟
استمناء به این معنا نیست که او به شما جلب نشده یا علاقه مند نیست. او ممکن است در مورد خودش آویزان باشد. سعی کنید تماس را آغاز کنید و اگر او با این کار راحت نیست ، به مرزهای او احترام بگذارید. اگر رابطه جنسی همه چیز است که رابطه شما را در کنار هم نگه داشته است ، به هم بزنید. روابط ، مشارکت هستند!
من در رابطه خود با پسرم مشکل دارم. وقتی سعی می کنم ارتباط برقرار کنم ، او آن را به یک شوخی تبدیل می کند و به نظر می رسد که من مقصر همه چیز هستم. چکار کنم؟
او شما را جدی نمی گیرد. شما سزاوار مردی هستید که شما را بخاطر تلاشهای شما در برقراری ارتباط تحسین می کند و مایل است در عوض با شما ارتباط برقرار کند. اگر برای همه چیز مقصر هستید ، او را ترک کنید. این رابطه برای سلامتی روانی شما مناسب نیست و شما سزاوار بهتر هستید.
من از دوست پسرم استراحت خواستم و حالا نمی دانم چگونه به او بگویم که می خواهم او را برگرداند. چگونه می توانم از او به خوبی استفاده کنم؟
فقط در مورد احساسات خود با او صادق باشید!
دوست دختر من حدود یک ماه پیش با من متلاشی شد. او گفت که برای کار روی خودش به زمان و مکان نیاز دارد. چه موقع باید دوباره با او تماس بگیرم و چه می گویم بدون اینکه خیلی خیلی نیازمند و ناامید رفتار کنم؟
اگر می گفت برای کار روی خودش وقت لازم است ، آن وقت را به او اختصاص دهید. به او اطلاع دهید که شما هنوز برای او اینجا هستید و حاضرید به همان اندازه که نیاز دارد به او فرصت دهید. او شما را تحسین می کند. اما به هر چیز دیگری فشار نیاورید. به تصمیمات و احترام او احترام بگذارید.
همسرم با من صحبت نمی کند و 3-4 هفته گذشته به دلایل خیلی پیچیده ای برای توضیح در اینجا از من عصبانی شده است. چگونه می توان او را به درگیری تبدیل کرد؟
او را با یک دسته گل عظیم و شیرینی مورد علاقه خود سورپرایز کنید. به او بگویید که می دانید که او ناراحت است و شما نمی توانید همانطور که اتفاق افتاده است ایستادگی کنید. آماده باشید تا با دقت گوش به هر آنچه او برای گفتن دارد گوشزد کنید و آنچه را که بین شما اتفاق افتاده است را جبران کنید.
من در مورد دوست پسرم خیلی فکر دارم و چگونه می توانم مسائل خود را به طور مؤثر اداره کنم؟
به او بگویید که دوست دارید با هم جمع شوید و در مورد برخی موارد صحبت کنید. این کار را در مکانی انجام دهید که تمرکز روی یکدیگر آسان باشد و به او بگویید که مشکلات شما چیست. به او فرصت دهید تا درباره هر مسئله ای که ممکن است داشته باشد نیز ابراز کند. در مورد آنها صحبت کنید ، طرحی در مورد نحوه مقابله با آنها بفهمید و برای حل آنها با هم کار کنید.
پسرم شکایت می کند که من کسل کننده هستم ، بالغ نیستم و چیزی برای ارائه ندارم. من نمی خواهم او را از دست بدهم. چه می توانم بکنم؟
چرا نگران از دست دادن کسی هستید که به شما توهین کند و مثل شما با زباله رفتار می کند؟ شما سزاوار بهتر هستید او را رها کنید و شخص دیگری را پیدا کنید ، یا مدتی وقت بگذارید که مجرد باشد و در بهبود عزت نفس خود تلاش کند.
اگر همسر من خواهان طلاق است ، چه کاری انجام دهم؟ چگونه خودم را اصلاح کنم؟
acorninstitute.org © 2020